Search

انجیل کامیابی



آرمان رشدی

مسیحیت غلاطیه: مسیحیتی “نوین”

هشدار پولس در مورد “انجیلی دیگر”

پولس رسول در رساله‌اش به مسیحیان غلاطیه هشدار بسیار عجیبی به ایشان می‌دهد؛ می‌فرماید: “در شگفتم که شما بدین زودی از آن که شما را به‌واسطه فیض مسیح فرا خوانده است رویگردان شده، به‌سوی ’انجیلی دیگر‘ می‌روید. البته ’انجیلی دیگر‘ وجود ندارد، اما کسانی هستند که فکر شما را مغشوش می‌سازند و بر آنند که انجیل مسیح را تحریف کنند. اما حتی اگر ما یا فرشته‌ای از آسمان، انجیلی غیر از آنچه ما به شما بشارت دادیم موعظه کند، ملعون باد! چنانکه پیشتر گفتیم، اکنون باز می‌گویم: اگر کسی انجیلی غیر از آنچه پذیرفتید به شما موعظه کند، ملعون باد!” (غلاطیان 1: 6-9، ترجمه هزاره نو


پولس رسول در باره چه سخن می‌گوید؟ منظور او از “انجیلی دیگر” چیست؟ آیا منظورش کتاب انجیل است؟ پاسخ به این سؤال می‌تواند درک ما را از مشخصات و ریشه این “مسیحیت نوین” دقیق‌تر و عمیق‌تر سازد.


غلاطیه در شمال مرکزی ترکیه امروزی واقع بود. این ناحیه گویا یکی از اولین مناطقی بود که پولس مسیحیت را در آنجا ترویج کرده بود. اما اینک او شنیده بود که مسیحیان غلاطیه از پیام و تعلیمی که او به ایشان اعلام داشته بود (یعنی همان چیزی که آن را ’انجیل‘ می‌خوانَد)، منحرف شده‌اند؛ از آنجا که این پیام و تعلیم (یا انجیل) مستقیماً به موضوع رستگاری ابدی ایشان مربوط می‌شد، طبیعی بود که هر نوع انحرافی در آن، بر نجات و رستگاری ایشان تأثیر می‌گذاشت. همین امر بود که پولس را عمیقاً نگران ساخت و او را بر آن داشت تا دست به نگارش این نامه بزند و ایشان را به بازگشت به پیام و تعلیم اولیه فرا خواند.


ویژگی مسیحیتِ نوین در غلاطیه

اما “انجیل” پولس چه بود و این “انجیل دیگر” چه؟ پولس به مسیحیان غلاطیه تعلیم داده بود که نجات و رستگاری انسان فقط به‌واسطه ایمان به مسیح میسر می‌شود، نه انجام مناسک و آیینهای شرعی دین یهود، نظیر ختنه. اما عده‌ای از یهودیانی که در فلسطین به مسیحیت گرویده و هنوز وابستگی خود را به دین یهود حفظ کرده بودند و مسیحیت را دنباله طبیعی این دین می‌دانستند، به غلاطیه آمده و به مسیحیانِ آنجا تعلیم داده بودند که برای کسب رستگاری و مسیحی بودن، می‌بایست مناسک و شرعیات یهود، خاصه حکم ختنه را حفظ و رعایت کنند.

لذا پولس با نهایت غیرت، برای مبارزه با این تعلیم نادرست کمر همت می‌بندد و با شجاعت اعلام می‌دارد: “هیچ بشری از راه انجام اعمال شریعت پارسا شمرده نمی‌شود” (غلاطیان 2: 16). همین مبارزه بود که نهایتاً موجب بازداشتش در اورشلیم و حبسی طولانی گردید. اگر او آن روز چنین مبارزه‌ای را آغاز نمی‌کرد و اینچنین سخت حقیقت را مورد تأکید قرار نمی‌داد، امروزه همه ما مسیحیان مکلف می‌بودیم آیینها و شرعیات یهود را همچون فرایض دینی خود انجام دهیم.

اما اشکال این “انجیل دیگر” چه بود؟ چه ایرادی داشت که مسیحیان غیریهودی جهت نیل به رستگاری، آیینها و تشریفات نمادین و ظاهری دین یهود را نیز حفظ کنند؟

“انجیلی” که پولس به آن موعظه می‌کرد، اعلام می‌داشت که برای نیل به رستگاری، فقط باید به عیسی مسیح “ایمان” آورد، ایمانی که مستلزم اطاعتی قلبی و صمیمی از خدا بود. چنین ایمانی می‌بایست قطعاً چنین ثمراتی پدید آورد: “محبت، شادی، آرامش، صبر، مهربانی، نیکویی، وفاداری، فروتنی، و خویشتنداری” (غلاطیان 5: 32 و 33). پولس مردم را به “دینی” نوین فرا نمی‌خواند، بلکه به “رابطه‌ای” نوین با خدا که روح و روان شخص را آنچنان دگرگون می‌ساخت که اعمال و رفتارش نیز تغییر یابد. و این امر ساده‌ای نبود. برخورداری از صبر و بردباری و مهربانی و وفاداری و تواضع و خصوصاً خویشتنداری، کاری سهل نبود. پرهیز از “بی‌عفتی،… دشمنی، ستیزه‌جویی، رشک، خشم، جاه‌طلبی، نفاق،… حسد،… عیاشی” کاری سهل نبود (غلاطیان 5: 19 و 21). پیامی که پولس بدان موعظه می‌کرد، پیام “صلیب” بود. پولس اعلام می‌داشت که مسیحی بودن را راهی جز مصلوب شدن با عیسی متصور نیست. راه عیسی راه و روش صلیب است و تحمل ننگ و زحمت و انکار نفس. پولس نیز خود این راهِ دشوار را می‌پیمود؛ او فرمود: “با مسیح مصلوب شده‌ام و دیگر من نیستم که زندگی می‌کنم، بلکه مسیح است که در من زندگی می‌کند” (غلاطیان 2: 20).

اما “انجیل” نوینی که مسیحیان غلاطیه بدان توسل جسته بودند، انجیلی ارزان بود، انجیل امتیازات و احترامات دنیوی بود، امتیاز و احترامی که ناشی می‌شد از تبعیت و همرنگی با مذهبی ظاهری و سطحی که مورد تأئید و حمایت حکومت غاصب روم نیز بود. مسیحیان قرن اول کافی بود خود را فقط شاخه‌ای از دین یهود معرفی کنند تا از تمام “مواهب” و “امتیازات” اجتماعی و حکومتی برخوردار شوند. اما پولس چنین “انجیلی” را موعظه نمی‌کرد، انجیلی که برکات و مواهب و امتیازات و افتخارات دنیوی به‌همراه می‌آورد. “انجیل” او انجیل صلیب بود. پیام او پیام “در تنگ” و “راه سخت” بود (متی 7: 13 و 14). او چه زیبا فرمود: “ای برادران، اگر من هنوز ختنه را موعظه می‌کردم، چرا دیگر آزار می‌دیدم؟ زیرا در آن صورت، ناخوشایندی صلیب از میان می‌رفت” (غلاطیان 5: 11).


“مسیحیت نوین” در روزگار ما

جای بسی شگفتی است که همین “انجیل ارزان”، انجیل مواهب و امتیازات دنیایی، در روزگار ما نیز سر بر آورده است. نه فقط سر بر آورده است، بلکه فراگیر نیز شده است، به‌گونه‌ای که پیروان فریب‌خورده آن می‌پندارند که انجیلی جز این نیست و مسیحیت همیشه همین بوده، خاصه در روزگار رسولان! این نوع جدید از مسیحیت، خود را مسیحیت اصیل قلمداد می‌کند و سایر مسیحیان را “در خواب” می‌داند. چنان سخن می‌گوید که گویی پیامش اصیل‌ترین پیام مسیحیت است. ویژگی “مسیحیت نوینِ” غلاطیه را به‌طور خلاصه از نظر گذراندیم. اما ویژگیهای “مسیحیت نوین” عصر ما چیست؟


ویژگیهای “مسیحیت نوین” در روزگار ما

پیام “مسیحیت نوین” روزگار ما با پیام مسیحیت غلاطیه چندان تفاوتی ندارد؛ این مسیحیت نیز وعده “امتیازات و مواهب دنیایی” می‌دهد، همانگونه که در غلاطیه رایج بود. ویژگی بارز این نوع جدید از مسیحیت این است که برای ایمانِ شخص اهمیت و نقشی بسیار مهم‌تر از خودِ خدا قائل می‌شود. طبق این نوع مسیحیت، اگر “ایمان” داشته باشید، می‌توانید به هر چه که می‌خواهید دست بیابید. می‌گوید: کافی است که فقط ایمان داشته باشید تا

  • خدا تمامی بیماریهایتان را شفا دهد؛

  • هیچگاه بیمار نشوید؛

  • خدا هر موهبت و هر برکتی را در اختیارتان قرار دهد تا در رفاه و آسایش کامل به‌سر ببرید؛

  • پاسخ مثبت به تک‌تک دعاهایتان امری تضمینی گردد؛

  • قدرت کامل برای انجام معجزات و کارهای خارق‌العاده داشته باشید؛

  • با “اعتراف مثبت” و “تفکر مثبت”، هر مشکلی حل شود؛

  • به نام مسیح، هر مشکلتان حل شود و از تمامی مشکلات به‌دور باشید؛

  • بر اساس دعای “ما” هر مشکل و هر گره‌ای در زندگی‌تان گشوده شود و هر مرضی شفا یابد؛

  • همیشه شاد و خندان باشید و از فرط شادی، هر دم جست و خیز کنید؛

  • خدا دائماً با شما سخن گوید و هر لحظه در هر امری شما را هدایت کند، تو گویی با تلفن همراه با انسان سخن می‌گوید.

  • به‌طور مطلق بر گناه پیروز باشید و “مافوق” گناه زندگی کنید و هیچ ضعف روحانی نداشته باشید؛

  • و خلاصه اینکه “سوپرمن” شوید!

می‌گویند: وقتی چیزی را در دعا از خدا می‌طلبید، ایمان داشته باشید که “آن را یافته‌اید، و از آن شما خواهد بود” (مرقس 11: 24). به همین سبب، وقتی برای چیزی دعا کردید، شک نکنید؛ یقین داشته باشید که آن را یافته‌اید. می‌گویند: “با ایمان بپذیر!” می‌گویند: “وقتی دعا کردید، نگاه نکنید که مشکل یا بیماری هنوز سر جای خود هست؛ با ایمان بپذیرید که مشکل یا بیماری برطرف شده، حتی اگر از نظر ظاهری یا فیزیکی آن مشکل هنوز سر جای خود باشد!” می‌گویند: “با ایمان و با دل بپذیر، نه با عقل!” می‌گویند: “عقل، جسمانی است؛ عقل و فکرتان را پر نکنید؛ دل و روحتان را پر کنید!” می‌گویند: “مسیح در راه ما رنج و زحمت کشید تا رنج و زحمت ما را بر دارد؛ اینک ما می‌توانیم با ایمان در پیروزی او شریک شویم!”

این است پیام “مسیحیت نوینِ” روزگار ما. هر چیزی به شرط ایمان ممکن است. تأکید بر روی نفْسِ ایمان است نه بر خدایی که طبق اراده و رحمت خود عمل می‌کند. گویی خدا تابع ایمان ما است.

درضمن، طبق این پیام، خدا نه فقط از ما چیزی نمی‌طلبد، بلکه آنقدر در اشتیاق بازگشت ما به‌سوی خود به‌سر می‌برد که بدون توجه به کیفیت زندگی مسیحی ما، تمام امتیازات و مواهب را در اختیار ما قرار می‌دهد تا بلکه ما را نزد خود نگاه دارد! مسیحیت نوین، مسیحیت “تندرستی، و کامیابی” مطلق است. کافی است ایمان داشته باشید تا همیشه پیروز و تندرست و کامیاب باشید. شعار این مسیحیت بر این آیه استوار است: “اما خدا را سپاس که همواره ما را در مسیح، در موکب ظفر خود می‌برد” (دوم قرنتیان 2: 14).

حتماً خواهید گفت: “مگر جز این است؛ به ما همین را تعلیم داده‌اند.” آری، می‌دانم! و مشکل درست همین است! این دسته از واعظان و معلمان طوری تعلیم می‌دهند که گویی ادعایشان منطبق است درست با پیام اصیل مسیح و مسیحیت. این است و جز این نیست!

اما آیا کتاب‌مقدس انجیلِ “تندرستی، و کامیابی” مطلق به شرط ایمان را تعلیم می‌دهد؟


ایمان به خدا یا ایمان به “ایمان”؟!

“مسیحیت نوین” که مورد اشاره ما است، به‌درستی به نهضت “کلام ایمان” (Word of Faith)مشهور شده است. در این نهضت، به‌جای اینکه خدا در کانون اندیشه و زندگی فرد مسیحی قرار گیرد، “ایمان” او در کانون قرار دارد. گویی شخصی عاشق به‌جای توجه به محبوب خود، به وسیله ارتباطی خود با او توجه کند و بر آن متمرکز شود (یعنی به وسایلی نظیر خودرو، تلفن، و غیره). در این مرام نوین، آنقدر بر ایمان تأکید می‌شود که خدا از صحنه بیرون می‌رود، خدایی که یگانه تحقق‌بخشنده معجزات و عطاکننده مواهب است، گویی فراهم‌کننده اینها میزان ایمان خودِ شخص است، نه خدا.

در این مرام، ایمان به‌منزله یک فرمول جادویی است. کنِت هِیگِن K. Hagin)، 1917-2003) یکی از سردمداران برجسته این نهضت مدعی است که عیسی در رؤیا بر او ظاهر شده و چنین گفته است: “اگر کسی در هر جا این چهار گام را بردارد یا این چهار اصل را به‌کار گیرد، همواره هر چه را که از من یا از خدای پدر بخواهد دریافت خواهد داشت. با این چهار گام، تو چک سفید الهی را در دست داری!” این چهار گام طبق ادعای هِیگن عبارت است از 1) خواسته خود را بیان کن؛ 2) آن را انجام ده؛ 3) آن را دریافت کن؛ 4) در باره آن سخن بگو[2].

طبق تعالیم این مرام، همانگونه که قانون جاذبه زمین بر عالم مادی حاکم است، “قانون ایمان” نیز بر عالم روحانی حکمفرما می‌باشد. از آنجا که قانون ایمان امری غیرشخصی است، مانند قانون جاذبه زمین، هر کس آن را به‌کار گیرد، عمل می‌کند، صرف‌نظر از اینکه رابطه‌اش با مسیح چگونه باشد. می‌گویند همانطور که شخص با بردن نام عیسی می‌تواند نجات یابد (رومیان 10: 10)، به همان شکل نیز می‌تواند با ایمان هر چه می‌طلبد دریافت کند، شفا، کامیابی، کار، اتومبیل، خانه، پول، هر چه که نیاز داشته باشد. فقط کافی است که “ایمان” داشته باشید. حتی بی‌ایمانان نیز اگر این فرمولها یا گامها را به‌کار گیرد، به خواسته خود خواهد رسید!

اما باید این ایمان را “اعتراف” کرد؛ باید آن را “بیان” داشت. به همین سبب است که این مرام را “کلام ایمان” نامیده‌اند. کنیون، یکی از پیشگامان این مرام، گفته است: “هر چه را که اعتراف کنم، به دست می‌آورم”. هیگن نیز می‌گوید: “ایمان و اعتقاد ما نتیجه تفکر ما است. اگر تفکرمان نادرست باشد، ایمان و اعتقادمان نیز نادرست خواهد بود؛ و اگر ایمانمان نادرست باشد، اعترافمان نیز نادرست خواهد بود”. هر چه بیشتر اعتراف مثبت کنیم، در ایمان بیشتر رشد می‌کنیم. به گفته یکی از مروجین این مرام، “دیر یا زود تبدیل به همان چیزی می‌شویم که اعتراف می‌کنیم. آنچه بگویید، همان را دریافت خواهید داشت.” برای مروجین این مرام، اعتراف یا کلام ایمان قدرت خلاقه دارد، همانطور که کلام خدا به‌هنگام آفرینش جهان، قدرت خلاقه داشت (پیدایش 1: 3).

اما آیا چنین است؟ آیا مقصود عیسی همین بود وقتی که فرمود “برای کسی که ایمان دارد، همه چیز ممکن است” (مرقس 9: 23)؟ آیا مروجین این “مسیحیت نوین” این مقوله را درست درک کرده‌اند، یا اینکه باید این قبیل آیات را در پرتو سایر آیاتی که در این زمینه آمده است، درک کرد؟ آیا ایماندار به شرط برخورداری از ایمان، همه چیز را از خدا دریافت خواهد داشت؟ یا اینکه اراده متعال خدا در اعطای مواهب به بشر نقشی تعیین‌کننده دارد؟ آیا ایمان کلید جادویی است؟ آیا ایمان به‌سان وردی است که هر چیز را برای ایماندار امکان‌پذیر می‌سازد؟ آیا ایماندار به شرط داشتن ایمان، از قدرت و شفا و پیروزی و کامیابی و… بی‌قید و شرط برخوردار خواهد شد؟

برای آنکه به پاسخ این سؤالات دست یابیم، بهتر است موضوع و مقوله ایمان را در عرصه موارد مختلف بررسی کنیم. بدین معنی که ببینیم کتاب‌مقدس در خصوص کاربرد ایمان در زمینه‌های دعا یا شفا یا کامیابی چه می‌گوید. نخست به مقوله تأثیر ایمان بر مسأله پاسخ به دعاها خواهیم پرداخت.



“ایمان” و مسأله پاسخ به دعاها

همانطور که گفتیم، مسیحیت نوین به پیروان خود چنین وعده‌ای می‌دهد:‌ «اگر با ایمان دعا کنید، خدا هر چه بخواهید به شما خواهد داد! فقط کافی است که با ایمان دعا کنید! این وعده خداست‌!” شنوندگان نیز وقتی گرفتار مشکلات می‌شوند، با ایمانی خالص دعا می‌کنند؛ گاه خواسته‌شان بر آورده می‌شود، گاه نیز نمی‌شود. وقتی بر آورده نمی‌شود، به این نتیجه می‌رسند که یا ایمانشان کافی نبوده یا اینکه گناهی در زندگی‌شان بوده که خدا خواسته‌شان را بر آورده نساخته است‌. این نتیجه‌گیری در مواقعی ممکن است درست باشد؛ اما بحث ما در این مقاله‌، در باره موانع دعا نیست‌، بلکه در باره این است که‌‌ آیا اساساً خدا “وعده‌” داده است که هر چه در دعا با ایمان بخواهیم‌، به ما “بدهد” یا نه؟


دو دسته آیات در کتاب‌مقدس‌

دسته اول‌

واعظینی که تعلیم می‌دهند که خدا “وعده‌” داده که هر چه در دعا از او بخواهند، به ایشان “بدهد”، گفته خود را بر دسته‌ای از آیات بنا می‌کنند که ذیلاً به ذکر چند نمونه از آنها می‌پردازیم‌.

فرمایشهای خداوند ما عیسی مسیح در فصل‌های 14 تا 16 انجیل یوحنا که یک نمونه از آنها را در اینجا نقل می‌کنیم‌. عیسی فرمود:‌ “آمین، آمین، به شما می‌گویم، هر چه از پدر به نام من بخواهید، آن را به شما خواهــد داد. تاکنون به نام مـن چیزی نخواسته‌ایـد؛ بخواهید تا بیابید و شادی‌تان کامــل گردد” (یـوحنا 16: 23-24). مسیح در موعظه بالای کوه فرمود:‌ “بخواهید که به شما داده خواهد شد” (متی 7: ‌7). در ماجرای خشک شدن درخت انجیر، عیسی به شاگردانش فرمود:‌ “هر آنچه در دعا درخواست کنید، ایمان داشته باشید که آن را یافته‌اید، و از آن شما خواهد بود” (مرقس 11 :‌24). یعقوب رسول نیز می‌فرماید:‌ “دعای مرد پارسا قدرت دارد و بسیار اثربخش است” (یعقوب 5: ‌16).


دسته دوم‌

اما در کتاب‌مقدس‌، دسته دیگری از آیات هست که باید به آنها نیز توجه داشت‌. در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره می‌کنیم‌:‌

عیسی مسیح در یوحنا 15: ‌7 به شاگردانش فرمود:‌ “اگر در من بمانید و کلام من در شما بماند، هر آنچه می‌خواهید، درخواست کنید که برآورده خواهد شد.” مسیح در اینجا برای پاسخ به دعاها شرطی قائل می‌شود. خداوند ما عیسی در باغ جتسیمانی دعا فرمود تا چنانچه “اراده پدر باشد”، “آن جام‌” از او بگذرد. اما پدر به او پاسخ منفی داد. اراده خدای پدر چیز دیگری بود. پاسخ دعای عیسی منفی بود. پولس رسول “3 بار” دعا کرد تا خداوند عیسی آن “خار در جسم‌” او را بر دارد. اما پاسخ خداوند به او منفی بود. اراده خداوند چیز دیگری بود، حتی اگر برای پولس دردناک می‌نمود (دوم قرنتیان 12: 1-10). سموئیل نبی نیز برای برکت و بازگشت شاؤل پادشاه دعا کرد، اما خدا فرمود تا دیگر در این مورد دعا نکند چون شاؤل را رد کرده است (اول سموئیل 16: ‌1). تجربه مسیحیان مقدس نیز چه در طول تاریخ کلیسا و چه امروزه‌، نشان می‌دهد که خدا همیشه خواسته ما را آنطور که ما می‌خواهیم و آن زمان که ما می‌خواهیم به ما نمی‌دهد.


تناقض ؟

در نگاه اول ممکن است این آیات متناقض به‌نظر برسند. اما چنین نیست‌. مسأله در اینجاست که مقصود کلام خدا را در دسته نخست آیات باید درست درک کرد.

برای درک درست آیات کتاب‌مقدس در خصوص یک آموزه‌، لازم است آنها را با سایر آیات و بخشهای کتاب‌مقدس محک زد و در آخر نتیجه‌ای فراگیر و کلی گرفت‌. نمی‌توان به یک دسته از آیات چسبید و آیات دیگر مربوط به همان موضوع را نادیده گرفت‌.

وقتی آیات دسته اول را در پرتوِ آیات دسته دوم و سایر اشارات موجود در کتاب‌مقدس بررسی می‌کنیم‌، پی می‌بریم که خدا وعده نداده که ما “هر چه دلمان” می‌خواهد به ما بدهد. دعای با ایمان چراغ جادوی علاءالدین نیست که هر چه “ما” هوس کنیم‌، به ما بدهد.

خدا قطعاً به هر دعایی جواب می‌دهد، اما طبق صلاح‌دید خودش‌، به آن شکلی که خودش مناسب می‌داند، و در آن زمانی که خودش مناسب می‌داند.


نه به خواهش من‌، بلکه به اراده تو

خدا آن چیزهایی را به ما می‌دهد که “مطابق اراده‌اش” باشد. و اراده خدا را آنانی می‌دانند که به او نزدیکند و صدای ضربان قلب او را می‌شنوند. ایمان در این میان، وسیله‌ای است برای درک اراده خدا. این گونه افراد آنقدر فروتن می‌شوند که در واقع چیزی جز خواست خدا نمی‌خواهند. پس طبیعی است که هر چه بخواهند، خواهد شد چون هر چه می‌خواهند همان است که خدا می‌خواهد! آیا من و شما از خداوند متبارکمان عیسی مسیح روحانی‌تریم که در دعا گفت‌:‌ “نه به خواست من‌، بلکه به اراده تو” (متی 26: ‌39)؟


خدا قطعاً به هر دعایی‌ پاسخ می‌دهد، اما…

از نمونه‌هایی که در دسته دوم از آیات ذکر کردیم، به‌روشنی استنباط می‌شود که “هر دعایی حتماً پاسخ دارد”. توجه بفرمایید که گفتیم “پاسخ دارد”، و نگفتیم که “پاسخ مثبت دارد”.

خدا قطعاً به هر دعایی که با ایمان به‌حضور او آورده شود، پاسخ می‌دهد. اما پاسخ او می‌تواند سه حالت داشته باشد:‌

  • اگر خواست ما با اراده او یکی باشد، پاسخ او مثبت خواهد بود و خواسته ما را برآورده خواهد ساخت‌.

  • اگر خواست ما با اراده او یکی نباشد، پاسخ او منفی خواهد بود، زیرا ممکن است درخواست ما به ضرر ما باشد، یا برخلاف اراده او. در اینصورت او قطعاً چیز بهتری را برای ما در نظر دارد.

  • گاه نیز پاسخ خدا این است‌:‌ “الان نه‌! بعداً!” در این مورد، خواست ما مطابق اراده او هست‌، اما شاید زمان مناسبش فرا نرسیده است‌. در این قبیل موارد، باید مشکلات را تحمل کرد و صبر را آموخت‌. برای چنین مواردی است که خداوند مبارک ما مسیح فرمود که باید در دعا اصرار بورزیم (لوقا 18: 1-8).


اراده تو… بر زمین نیز کرده شود

پس اگر می‌خواهیم با ایمان، پاسخ دعاهایمان را دریافت داریم‌، باید که “طریق‌های خدا” را بیاموزیم‌؛ باید که اراده خدا را درک کنیم و در مسیر آن گام برداریم‌؛ باید که آماده باشیم اراده خدا را بپذیریم‌.

از این رو است که هر گاه دعا می‌کنیم باید به یاد آوریم که خداوند ما مسیح به ما آموخت که «اینچین‌» دعا کنیم‌:‌ «اراده تو چنانکه در آسمان به‌انجام می‌رسد، بر زمین نیز به‌انجام برسد.” افسوس که این تعلیم مقدس را چقدر از یاد می‌بریم‌! لذا باید بیاموزیم که در مقابل خدا فروتن باشیم‌. چه زیباست که در مقابل خدا “گردن‌فرازی‌” نکنیم و نپنداریم که ایمان ما بدون توجه به اراده او قادر به تحقق هر چیزی است که ما می‌خواهیم. ما باید مطیع خواست او باشیم‌، حتی اگر برایمان در این زندگی دردناک باشد. در ملکوت خدا، مکتبی مؤثرتر از مکتب مشکلات نیست‌. خدا وعده زندگی راحت به ما نداده است‌.

به خدا «امر و نهی نکنیم‌». گاه می‌شنویم که می‌گویند:‌ “ما در مسیح ’فرزندان‘ خدا هستیم‌، پس می‌توانیم خواسته‌مان را با ایمان و با جرأت از ’بابا‘ بخواهیم‌. این مطابق کلام خداست‌!” درست است‌، مطابق کلام خداست‌! اما فراموش نکنیم که در دوره‌ای که کتاب‌مقدس نوشته می‌شد، برخلاف روزگار ما، پدر و مادرها حرمتی داشتند و فرزندان یاغی و سرکش نبودند. حتماً از پدر و مادر خودمان شنیده‌ایم که چطور به والدین خود احترام می‌گذاشتند و جرأت سرکشی نداشتند. حتی تا 50 سال پیش هم هیچ فرزندی اجازه نداشت به پدر و مادرش امر و نهی کند. این بازیها را غربیها در دهه‌های اخیر رواج داده‌اند. اینها فکر می‌کنند که با خدا هم می‌شود اینطور رفتار کرد؛ تازه آن را به حساب کلام خدا هم می‌گذارند. واعظین غربی هر چه می‌خواهند بگویند، اما فرزندان خدا اجازه ندارند در مورد چیزی “به پدرشان خدا امر و نهی کنند”، حتی اگر ظاهراً هم خدا وعده‌اش را داده باشد. گرچه همانطور که دیدیم، چنین نیست. خدا به ما هیچ بدهی ندارد!

گاه نیز شنیده می‌شود که می‌گویند:‌ “این را خدا وعده داده است‌؛ باید آن را ’بطلبیم‌‘! این حق ماست‌!” شگفتا! چه گستاخی و جسارتی‌! کدام حق‌؟! از کی ما گناهکاران که فقط “محض فیض” نجات یافته‌ایم‌، صاحب حق و حقوق هم شده‌ایم‌؟! هر چه او می‌دهد، محض فیض رایگان خود می‌دهد؛ و هر چه وعده داده است‌، از روی رحمت بی‌همتای خود داده است‌. اما این هیچ حق و طلبی را برای ما ایجاد نمی‌کند. خدا به ما هیچ بدهی‌ای ندارد. لااقل به من که ندارد.

به یاد داشته باشیم که او “خدا” است و ما انسان‌؛ او متعال است و ما خاکی‌! راههای او راههای ما نیست‌. گاه او طوری عمل می‌کند که در “زمان حال” برای ما قابل درک نیست‌. پس باید به او اعتماد کنیم‌.


خلاصه آنکه…

باید در مقابل خدا فروتن باشیم و در مقابل اراده متعال او سر تسلیم فرود آوریم. خدا قطعاً به هر دعایی پاسخ می‌دهد:‌ گاه پاسخ مثبت‌، گاه پاسخ منفی‌؛ گاه نیز پاسخ را به زمانی دیگر موکول می‌کند. ایمان در این میان، فقط وسیله‌ای است برای درک اراده خدا و نه تحمیل اراده خودمان بر او! باید که نسبت به اراده خدا هشیار باشیم و آن را بپذیریم‌. اگر پاسخ دعایمان منفی بود، باید برای تحمل مشکلات آماده باشیم‌. چیزی بهتر از مشکلات به ما صبر و شکیبایی و درس رو